حسن حسن زاده آملى
405
ده رساله فارسى (فارسى)
اما سير تاريخ طب نقل به اختصار از كتاب پزشكى نامه ياد شده اينكه طب به معنى پزشكى و داروى جسم و روح و درمان هر دو مىباشد و در اصطلاح پزشكان علمى را گويند كه بواسطه آن صحت و اعتلال ابدان بشرى شناخته مىشود و غرض از آن حفظ صحت است در صورتى كه حاصل بود و استرداد آن هرگاه زايل شده باشد در ابتداى تمدن در ميان نوع انسانى آنچه در دست مردم بود مأخوذ از استقراء و تجارب بود اول گروهى كه شروع در اين علم نمودند اهالى شهر بابل بودند و آن نخست شهرى است كه در روى زمين پس از طوفان نوح بر پا شده است دأب آنان بر اين بود كه بيمارها را در گذرگاههاى مشهور شهر ميآوردند و نگاه مىداشتند تا در مداواى آنها از عابرين - كه يا خودشان به آن درد مبتلى شدهاند و تجربهاى حاصل كردهاند و شفا يافتهاند و يا از ديگرى كه مبتلى شده بود و آگاهى حاصل نموده بودند - كسب استفاده كنند و آنچه را كه در اين راه تحصيل مىنمودند به خصوص اسامى دواهاى حتمى الاثر و طريق استعمال آنها را بر الواح مىنوشتند و ضبط مىكردند و بسيارى از مردم ديگر مانند مصريها به بابليها اقتداء مىكردند . در سال 1564 قبل از ميلاد اخراج دم از عروق بواسطه فصد معمول گشت و در سال 1504 ق . م استعمال مقييى و در سال 1494 ق . م استعمال ضمادات متداول شد . و در ميان عبريها و بنى اسرائيل حضرت سليمان عليه السّلام كه بعد از پدرش حضرت داود نبى عليه السّلام در سال 1014 قبل از ميلاد بر تحت نبوت جلوس كرد اول كسى است كه در خواص نباتات و حيوانات سخن رانده است . و گروه آسينه در 200 سال قبل از ميلاد مشغول به تعليم و تعلم علم طب بودند و از قوه مولده نباتات و جمادات گفتگو مىكردند . در يونان بنى اقليموس كه قبل از بقراط بودند خلفا عن سلف مشغول به تداوى أمراض بودند اين طايفه علم را از شخصى موسوم به « اسكولاپ » پسر « آپولون » اخذ